Bakhtyar Lotfi |
|
| PersianBlog | Free Templates | Blogs List | |
پدیده بلاگنویسی و شناختِ نگرشهای ایرانیان
آمار دقیقی از تعداد بلاگهای ایرانی در دسترس نیست اما تخمین زده میشود حدود 80 تا 100 هزار بلاگ ایرانی بر روی شبکه اینترنت وجود داشته باشد.
علیرغم محدودیتهای حاکم، تعداد بلاگهای ایرانی به سرعت رو به افزایش است اما در خصوص «کیفیت» و میزان «تاثیرگذاری» آنها تردیدها و پرسشهای بسیاری وجود دارد. پاسخ به این پرسشها چندان ساده نیست اما دستِ کم میتوان با یک حساب سرانگشتی دیدگاه واقعبینانهتری به پدیده بلاگ در ایران پیدا کرد.
اگر با اغماض، هر بلاگ را انعکاسِ نگرشها، دغدغهها و فعالیتهایِ نویسنده آن بلاگ فرض کنیم، به افکار 100 هزار نفر از ایرانیان دسترسی خواهیم داشت که برابر با پانزده صدمِ درصد جمعیت ایران است.
اگر تمامی 100 هزار بلاگِ موجود به طور منظم به روز شوند و روزانه به طور متوسط 10 بازدیدکننده داشته باشند و تمامی بازدیدکنندگان هم در بحثها به طور موثر شرکت کنند، جمعا به نگرشهای یک میلیون نفر دسترسی خواهیم داشت که معادل یک و نیم درصد از جمعیت ایران است. حتی اگر تعداد بازدیدکنندگان فعال و مشارکتکننده را 5 برابر کنیم (یعنی 50 نفر برای هر بلاگ) به عدد 5 میلیون نفر خواهیم رسید که برابر با هفت و نیم درصد جمعیت ایران است.
بسیار بعید به نظر میرسد که تمامی این 100 هزار بلاگ به طور منظم به روز شوند، بازدیدکنندگان دایمی و فعال داشته باشند، به اصول اولیه نوشتاری آشنا باشند، خودسانسوری نکنند، در لفافه ننویسند، مبهمگویی نکنند، دروغ ننویسند، تحریف نکنند، غرض نورزند و دچار بسیاری از آسیبهای اجتماعی که امروزه گرفتارشان هستیم، نباشند. علاوه بر همه اینها نارساییهای کیفی و کمی دسترسیِ همگانی به اینترنت، فیلترینگ و پیامدهای آزادانه نوشتن را هم نباید فراموش کرد.
به نظر میرسد اگر از اعداد و فرضهای مبالغهآمیز صرف نظر کنیم، بلاگهای ایرانی حتی نمیتوانند معرف نگرشها، عقاید، دغدغهها و فعالیتهای بیش از یک درصد جامعه باشند. حال اگر به عنوان یک ناظر، اختصاصا بخواهیم نگرشها و رویکردهای سیاسی و اجتماعی ایرانیان را از طریق بلاگها دنبال کنیم، در خوشبینانهترین حالت حتی به نیم درصد افراد جامعه هم دسترسی نخواهیم داشت.
بیتردید در شرایط امروزِ ایران، پدیده رو به رشد بلاگنویسی، موضوعی قابل توجه و بررسی است اما به ویژه در خصوص مسایل سیاسی و اجتماعیِ روز، واقعبینانه نیست که نگرشهای ایرانیان بر اساسِ یک روزنه نیم درصدیِ نامطمئن، «شناسایی» یا «ارزیابی» شود. برای آن دسته از ناظرانِ مسائل سیاسی و اجتماعی که به دنبال «شناختِ» واقعبینانه نگرشهای ایرانیان هستند، بلاگها علاوه بر آنکه نمیتوانند ابزاری مطمئن، قابل اتکا و فراگیر محسوب شوند، حتی ممکن است گمراهکننده نیز باشند.
| لینک | یکشنبه ٢٠ اردیبهشت ۱۳۸۸ - Bakhtyar Lotfi |
پل پیروزی
راه آهن سراسری ایران
.
توضیح: این نوشتار در پاسخ به فراخوان وبلاگ زروان و برای ضیافت دهم وبلاگهای معماری با عنوان «معرفی و نقد یکی از آثار معماری ایران» و نیز به یاد دوست از دست رفتهای نوشته شده است که پروژه طی فلات ایران با راه آهن، با خود او به رویا پیوست.
--------------------
«در جنگ جهانی دوم که انگلستان و آمریکا درصدد برآمدند آلمان هیتلری را از پا در آورند و هرچه بیشتر اسلحه به شوروی برسانند یگانه وسیلهای که در جهان یافتند و این کار بسیار مهم را با آن تامین کردند همین راه آهن سراسری ایران بود و به همین جهت ایران را پل پیروزی نامیدند.» (سعید نفیسی، تاریخ معاصر ایران، 1345، صفحه 169)
--------------------
راه آهن سراسری ایران، پدیدهای فراتر از یک تاسیسات ارتباطی ریلی است. راه آهن سراسری ایران آنچنان مجموعهای پیچیده و شگفتانگیز از چالشها، رویدادها و تعاملات سیاسی، اجتماعی، مدیریتی، جغرافیایی، مهندسی، معماری و فرهنگی است که بهتر است آن را «پدیده راه آهن سراسری ایران» بنامیم.
.
راه آهن ایران علاوه بر یک شبکه گسترده ارتباطی ریلی که خزر را به خلیج فارس و غرب را به شرق ایران متصل کرده است مجموعهای از ساز و کارها و تشکیلات متنوع را نیز به همراه خود یدک کشیده و شامل میشود.
.
علاوه بر تاسیسات و زیرساختهای فنی، ماشینآلات، لوکوموتیوها، واگنها، ایستگاهها، پلها، تونلها، بندرها، اسکلهها، بهمنگیرها و مجموعه بسیاری از آنچه که به صورت «فیزیکی» قابل مشاهده است، نباید فراموش کرد که در شکلگیری و تداوم حیات این پدیده مجموعهای از تشکیلات اداری، خدمات، نگهداری و پشتیبانی، جابجایی بار و مسافر، تعداد بسیاری از کارگران، تکنیسینها، معماران، نقشهبرداران، زمینشناسان، مهندسین و کارمندان، نهادهای سیاسی و بنگاههای مالی هم سهم داشته و دارند. راه آهن سراسری ایران در توسعه و بهرهبرداری از معادن و جابجایی مواد استخراجشده، حمل و صدور تولیدات صنایع مختلف و بسیاری دیگر از فعالیتهای اقتصادی نقشی اساسی و مهم داشته است. در این میان باید به صدها هزار شغلی که به طور مستقیم و غیرمستقیم در ارتباط با راه آهن به وجود آمدهاند و چند میلیون خانواده ایرانی از طریق آن زندگی میکنند نیز اشاره کرد.
.
این پدیده چندوجهی، درهم تنیده، گسترده و شگفتآور بیتردید یکی از پدیدهای ویژه و تاثیرگذار تاریخ معاصر ایران است که متاسفانه در کتابهای درسیِ پس از واقعه 1357 با اشارهای چندسطری از کنارش گذشته شده و هدف «اصلی» از ایجاد آن خدمت به بیگانگان نشان داده شده است.
.
با اینکه در اواخر دوره قاجار نیز در بخشهایی به طور بسیار محدود، ارتباطات ریلی از تهران به شهر ری (1265)، تبریز به جلفا (1295) و زاهدان به میرجاوه (1299) ایجاد شده بود اما طرح گسترده راه آهن سراسری ایران در دوره پهلوی اول به اجرا درآمد:
.
«در تاریخ نهم خردادماه 1304 قانونی گذشت که از هر سه کیلوگرم قند، شکر و چای که به ایران وارد میشود یا در کشور فراهم میکنند دو ریال عوارض برای ساختمان راه آهن بگیرند و بدین وسیله هزینه ساختمان راه آهن سراسری ایران فراهم شد. در 23 مهرماه 1306 شاهنشاه ایران نخستین کلنگ ساختمان راه آهن را در محل ایستگاه تهران بر زمین زد.» (نفیسی: 1345)
.
پس از 10 سال و یازده ماه و یازده روز در چهارم شهریورماه 1317 راه آهن سراسری ایران به طول 1394 کیلومتر توسط رضا شاه افتتاح شد.
.
در ساخت مجموعه، کنسرسیومی مشتمل بر 40 شرکت اروپایی (آلمانی، آمریکایی و سوئدی) و ایرانی همکاری داشتهاند. بین سالهای 1314 تا 1316 که اوج فعالیتهای ساخت و ساز بود بیش از 60 هزار نفر کار کردهاند.
.
در این مدت 90 ایستگاه، 2 بندر بزرگ در شمال و جنوب، 124 تونل و 4190 پل بزرگ و کوچک، آبرو و گذرگاه ساخته شده که مهمترین آنها پلهای «اروین»، «ورسک» و پل ایستگاه تهران در شمال و پلهای رودِ «شورو آبدیز» و «کارون» در جنوب میباشند. بعدها در دوره محمدرضا شاه پل فلزی «قطور» در آذربایجان نیز ساخته شد که در نوع خود کمنظیر است و متاسفانه در جنگ ایران و عراق مورد حمله قرار گرفت و بعدها تعمیراتی بر روی آن انجام شد.
.
لازم به ذکر است که طی آن 10 سال با توجه به تعداد زیاد کارکنان، سختی کار و سوانح ناشی از آن 101 بیمارستان و درمانگاه بزرگ و کوچک نیز به طور همزمان در طول خط راه آهن ساخته شده است.
.
همزمان با فعالیتهای انجامشده از 1306 تا 1317، جهت تامین نیازهای آینده در امور اداری، خدماتی و فنی عدهای به اروپا فرستاده شدند و آموزشگاهی نیز در ایران تاسیس شد.
.
بلافاصله پس از افتتاح راه آهن سراسری، پروژههای توسعه آن آغاز شد که متاسفانه به دلیل جنگ جهانی دوم و اشغال ایران ناتمام ماند. بعدها در دوره پهلوی دوم و سپس حکومتِ پس از سال 1357 به مرور بر طول خطوط راه آهن افزوده شد و توسعه بیشتری یافت.
.
در حال حاضر راه آهن سراسری ایران با خطوط اصلی و فرعیاش مجموعا 11106 کیلومتر طول دارد (آمار 1385) و عرض آن 1435 میلیمتر است که مطابق استانداردهای بینالمللی میباشد.
.
آمار متن از کتاب «تاریخ معاصر ایران» نوشته سعید نفیسی، 1345 و نیز وب سایت راه آهن ج.ا.ا نقل شده است.
--------------------
دیدگاه
از نظر نوشتار حاضر شاید نتوان در تاریخ معاصر ایران «اثری» به اندازه راه آهن سراسری ایران یافت که تا این اندازه فراگیر، گسترده، چندوجهی و تاثیرگذار بوده باشد. هرچند که بسیاری از بناها و تاسیسات این مجموعه به لحاظ معماری و مهندسی از ارزشهای ویژهای برخوردار بوده و هرکدام به طور مستقل قابل بررسیاند اما آنچه که برای نوشتار حاضر مهم است میزان «تاثیرگذاری» و «نقشآفرینی» گسترده این پدیده است که محصول فرد یا گروه خاصی نبوده و با مشارکت تمامی مردم به انجام رسیده است. از 2 ریال عوارضی که همه ملت برای قند و شکر مصرفی پرداختهاند تا معماران، مهندسین، کارگران و اراده سیاسی، همه و همه در این «پروژه» سهیم بودهاند و مطمئنا بدون مشارکت هیچکدام از آنها ایرانیان به این «آرزو» دست نمییافتند. شاید بتوان با مطالعه روند شکلگیری این «پدیده» مدل، راهکار یا درسی برای دستیابی به «آرزوهای» فعلی مردم ایران نیز یافت.
.
راه آهن سراسری ایران در جنگ جهانی دوم از سوی اشغالگران ایران «پل پیروزی» نام گرفت. آیا راه «پیروزی» برای خودِ ایرانِ امروز نیز همان «مشارکت و تلاشی» است که 80 سال پیش در ایجادِ «پل پیروزی» به نمایش گذاشت؟
| لینک | دوشنبه ۱٧ فروردین ۱۳۸۸ - Bakhtyar Lotfi |
اوباما و تصویر ایران
باراک حسین اوباما به تاریخ 20 مارچ 2009 پیامی را همزمان با نوروز 1388 خورشیدی منتشر کرد.
(متن انگلیسی ـ متن فارسی ـ ویدئو با زیرنویس فارسی)
.........................................................................
به دنبال انتشار پیام اوباما، واکنشهای «شخصیت» های حقیقی و حقوقی مختلف در رسانهها منتشر و به عبارتی «مستند» شدهاند. این واکنشها «در دسترس» بوده و احیانا «تبلیغ» هم میشوند. اما علاوه بر این، واکنشهایی نیز دست کم «قابل مشاهده» است که چندان «رسانهای» یا «مستند» نشدهاند و کمتر «در دسترس» بوده یا «تبلیغ» میشوند.
طبیعیست که هرگونه واکنشی به پیام اوباما «خاستگاه» و «طرفداران یا مخالفان» خود را داشته باشد اما فارغ از محتوای واکنشها و قضاوت در خصوص میزان اهمیت آنها میتوان دو «وضعیت» و «موقعیت» یادشده را از نظر میزانِ «در دسترس بودن» یا میزانِ «در معرض دید بودن» تشخیص داد.
بنابراین در یک رویه «شناختی» اگر نخواهیم با «برچسب» زنیِ شتابزده، واکنشی را با عناوینِ احساسی یا منطقی، واجد ارزش یا بیارزش، تاثیرگذار یا بیتاثیر، شعارگونه یا تحلیلی، درست یا غلط، بنامیم به ناگزیر پرسشی که مطرح خواهیم کرد این است:
«آیا تصویر موجود، در معرفی و شناسایی واکنشها، برای دولت آمریکا (که پیام را منتشر کرده است) میتواند از اصفات «فراگیری»، «وضوح» و «دقت» برخوردار باشد؟» به عبارت دیگر تصویر موجود تا چه میزان تمامی واکنشها یا دست کم بخش گستردهای از آنها را پوشش میدهد؟» البته در ارتباط با صادرکننده پیام (دولت ایالات متحده)، این پرسشها زمانی موضوعیت پیدا میکنند که دستیابی به این «تصویر فراگیر، واضح و دقیق» و بررسی آن، بنا به «هر دلیلی» دارای اهمیت باشد.
اگر فرض را بر این بگیریم که برای دولت ایالات متحده مشاهده و بررسی این «تصویر فراگیر، واضح و دقیق» از واکنشها، دارای اهمیت است با وجود حکومت «جمهوری اسلامی» دستیابی به چنین تصویری بسیار دشوار خواهد بود.
اسناد منتشر شده از سوی منابع مختلف (از جمله دولت ایالات متحده) در خصوص نقض حقوق و آزادیهای مردم ایران طی 30 سال گذشته، نشان میدهد که حکومت حاکم بر ایران نه تنها حقوق بشر را به طور مستمر نقض کرده است بلکه بر شدت آن نیز افزوده است. بر این مبنا بر دولت فعلی ایالات متحده (حتی اگر نخواهد نگاهی به گذشته بیندازد) قاعدتا نباید چندان «پوشیده» باشد که مردم ایران از آزادیها، حقوق و ابزار لازم برای ابراز عقیده برخوردار نیستند. مگر آنکه یکی از معانیِ شعار «تغییر» آقای اوباما، «در عمل» بیتوجهی به گذشته یا کم اهمیت بودن مسایل مربوط به آزادی و حقوق بشر باشد.
مرگ مشکوک یک وبلاگنویس در آستانه نوروز که به جرم «اهانت به آیتالله خامنهای» زندانی شده بود، یکی از مصادیق اخیر «عدم وجود آزادی بیان» در ایران است.
حال «اگر» برای آقای اوباما مشاهده «تصویری فراگیر، واضح و دقیق» از واکنشها به پیام نوروزیاش بنا به «هر دلیلی» اهمیت دارد باید گفت که با وجود حکومت «جمهوری اسلامی ایران» (عنوانی که برای اولین بار یک رئیس جمهور آمریکا در پیام نوروزیاش به کار برد) همواره بخشی از این تصویر، مبهم یا از دسترفته و غیرقابل دسترس خواهد ماند.
اگر باراک حسین اوباما که برای 4 سال و با شعار «تغییر» به ریاست جمهوری ایالات متحده برگزیده شده است بنا به «هر دلیلی» بخواهد به همین تصویر مبهم و تاریک بسنده کند یا در دوام تاریکی آن «مشارکت» کند، حتما میداند که هر تصویری با «مشارکت» یا بدون «مشارکت» وی و با هر کیفیتی که وجود داشته باشد یا به وجود آید، نه فقط در حافظه کوتاه مدت «4 سال ریاست جمهوری وی» بلکه در حافظه تاریخ ثبت خواهد شد و الزاما «بی تغییر» نیز نخواهد ماند.
| لینک | شنبه ۸ فروردین ۱۳۸۸ - Bakhtyar Lotfi |
در باب آزادی!
بخشی از مصاحبه اوریانا فالاچی با آیتالله خمینی در اوایل انقلاب
فالاچی:
حضرت امام! میشود بیان کنید که این ملت برای آزادی مبارزه کرده یا برای اسلام؟
آیتالله خمینی:
برای اسلام جنگیده، لکن محتوای اسلام همهی آن معانی است که در عالَم به خیال خودشان بوده که میگویند دمکراسی. اسلام همهی این واقعیتها را دارد. و ملت ما هم برای همهی این واقعیات جنگیدهاند، و لکن در رأسش خود اسلام است و اسلام همهی این را دارد.
فالاچی:
یک تعریف ساده از آزادی، بیان کنید.
آیتالله خمینی:
آزادی یک مسئلهای نیست که تعریف داشته باشد. مردم عقیدهشان آزاد است. کسی الزامشان نمیکند که شما باید حتماً این عقیده را داشته باشید. کسی الزام به شما نمیکند که حتماً باید این راه را بروید. کسی الزام به شما نمیکند که باید این را انتخاب کنی. کسی الزام تان نمیکند که در کجا مسکن داشته باشی، یا در آن جا چه شغلی را انتخاب کنی. آزادی یک چیز واضحی است.
| لینک | یکشنبه ٢٢ دی ۱۳۸٧ - Bakhtyar Lotfi |
پنجمین سالگرد زمینلرزه بم
در آن «سرزمین ناشناخته» که «ایران» مینامندش، پس از سپری شدن نیم دهه از زمینلرزه هولناک بم، همان طور که طبق معمول عدم انتشار «گزارشهای واقعی» رویهای ناآشنا نیست به همان میزان نیز چندان مایه شگفتی نخواهد بود که ابراز «آزادانه» مشاهدات شخصی از آنچه که در «بم» گذشت، دشوار یا «بد عاقبت» نباشد.
از پافشاری بر «گزارشی واقعی» یا از حسرت «ابراز آزادانه» (که هر دو در «سرزمین ناشناخته» گویا اموری ناآشنایند) اگر بگذریم (که همچنان نمیگذریم)، «قاعدتا» باید اینگونه گفت که:
بعد از گذشت پنج سال از زمینلرزه بم، اراده رهبر مسلمین عالم مبنی بر اینکه بم را مستحکمتر از پیش خواهیم ساخت (آیتالله سید علی خامنهای، 26/10/1382، بم)، محقق شده است.
«علیالقاعده» در این نمیتوان حتی لحظهای تردید کرد که فاجعه بم، آزمایش «الله» نیز بوده است بر مردمان «سرزمین ناشناخته»، اما آیا جای خوشبختی نیست که درهای رحمت «الله» بر روی همان مردمان به واسطه «جانشینانش بر روی زمین» همواره گشوده بوده است؟ مصداقش آنکه بم ویران، امروز پس از گذشت نیم دهه «مستحکمتر» از «پیش» ساخته شده است.
امروز پس از نیم دهه، «آبادانیِ» بم را جشن گرفتهایم. آبادانی بم مدیون «اراده» آنانیست که «علیالقاعده» جانشین «الله» اند بر زمین.
آنانکه «خارج از قاعده» اند به واسطه منطق و قوانین آنانکه «داخل قاعده» اند، به ناگزیر (و ناگریز)، «بد عاقبت» اند، ایشان «زیانکارانِ دنیا و آخرت» اند از این روی سهمی یا نقشی در آبادانی بم نداشته و ندارند.
اما «به مناسبت» چون همیشه باید یادی کرد از آنانکه در آن «سرزمین ناشناخته» همواره «ناشناخته» ماندهاند. این خادمان ناشناخته! ایشان گویا از حجبوحیا یا که از «فروتنی» ست که خود نیز به «ناشناخته» ماندن بسنده کردهاند. همواره تمییز ایشان از «داخل یا خارج قاعده» بسیار دشوار است تو گویی ایشان «میانقاعده» اند. در آن «مرز» اند، یک پای در «داخل» و پای دگر «خارج» از قاعده.
اگرچه «شناختِ» «میانقاعده» ها بسیار دشوار است اما ردپای ایشان بر آبادانیهای بم نیز نمایان است. «میانقاعده» هایند که بم را مستحکمتر از پیش ساختهاند اما امروز (چون همیشه) به اخلاق و حیا (و نه منفعت، سود یا حتی آبرو) سکوت اختیار کردهاند.
بسی جای شادمانیست که اینجا و آنجا نشان از «میان قاعده» ها رو به فزونیست و هر از گاهی در «خان» گستردهای چون بم، سری از سودای خدمت برآورده، خودی مینمایند... تو گویی مردمانِ «سرزمین ناشناخته» همگی سودای «میانقاعدگی» در سر دارند!
| لینک | چهارشنبه ٤ دی ۱۳۸٧ - Bakhtyar Lotfi |

