بخش اول:

یرواند آبراهامیان نگارش کتاب «ایران بین دو انقلاب» را در سال 1343 به منظور بررسی پایگاه اجتماعی حزب توده، آغاز کرد. این بررسی با وقوع انقلاب 1357 که نیروهای مذهبی را به قدرت رساند، گسترده­تر شد. وی در کتاب «ایران بین دو انقلاب» می­نویسد:

«غیرمحتمل و بعید است که روحانیت، آیت­الله خمینی دیگری عرضه کند... همچنین این احتمال نیز وجود ندارد که روحانیت، دشمن عمومی دیگری به منفوری شاه پیدا کند تا بتواند کل جمعیت را متحد کند مگر در صورت هجوم یک دشمن خارجی و تهدید کشور...

با جان گرفتن نیروهای غیرمذهبی و نفوذ آنها در بین طبقات ناراضی به ویژه طبقه روشنفکر، پرولتاریای شهری و طبقات پایین روستایی، روحانیت کم کم انحصار سازمانی خود را از دست خواهند داد. اما اینکه کدامیک از سازمان­ها، احزاب قدیمی­تر از جمله حزب توده و جبهه ملی و یا اینکه سازمان­های نوپاتری مانند فدایی و مجاهدین، یا حتی عناصری از ارتش از هم پاشیده، خواهد توانست طبقات ناراضی را جذب کند، پرسشی است که پاسخ آن را آیندگان باید پیدا کنند.»

-----------------------------------------------------

ـ آیا روحانیت، آیت­الله خمینی دیگری عرضه کرده است؟

ـ آیا تلاش­های روحانیتِ بعد از آیت­الله خمینی در تعریفِ «آن» دشمنِ عمومی، موفق بوده است؟ اگر بوده است، ترکیبِ «توهم توطئه» و ادبیات پیرامون آن، چرا به وجود آمده است؟

ـ آیا مردم ایران یک بار دیگر همان واکنش را به هر نوع تهدید نظامی نشان خواهند داد که در 8 سال جنگ با عراق نشان داده­اند؟

ـ آیا مردم ایران، غرب را به همان اندازه دشمن می­پندارند که صدام و عراق را؟

ـ آیا نیروهای «غیرمذهبی» کمتر و کم­عمق­تر از گذشته در صحنه اجتماع حضور دارند؟

ـ آیا طبقه یا طبقاتی «ناراضی» در ایران وجود دارد؟

ـ آیا رنگ یا نقشی از آن سازمان­هایی که آبراهامیان یاد کرده است، باقی مانده است؟ اگر نمانده است، نام کدام سازمان­ها، نهضت­ها یا جنبش­ها امروزه بیشتر به گوش می­خورد؟ قومی؟ دانشجویی؟ زنان؟ حقوق بشری؟

-----------------------------------------------------

بخش دوم:

دکتر مازیار بهروز در کتاب «تاملاتی پیرامون تاریخ شورشیان آرمان­خواه در ایران» می­نویسد:

«جنبش چریکی ایران در وهله­ی اول و بیش از همه پاسخ یک نسل بود به سرکوب و حکمرانی مستبدانه شاه....

جنبش چریکی ایران، نقش محوری در غلبه بر جو ناامیدی­ای داشت که پس از تثبیت قدرت شاه در سال 1342 به وجود آمده بود. این زمانی بود که همه انجمن­های سیاسی آشکار و نیمه­آشکار و حتی انجمن­های مدنی، یا غیرقانونی اعلام شدند یا تحت کنترل دولت درآمدند... چریک­ها نه تنها بر جو ناامیدی غلبه کردند بلکه راهی نیز برای سازماندهی و ادامه مبارزه نمایان ساختند. جنبش در این مورد موفق عمل کرد. جنبش با غلبه بر جو ناامیدی نشان داد رژیم چنانکه خود ادعا می­کند، شکست­ناپذیر نیست.»

«در ایران انقلاب­ها در شهرها اتفاق می­افتند و شهرها مرکز نقل تحولات هستند. چه در انقلاب مشروطه، چه در جنبش ملی شدن نفت که شبیه یک انقلاب بود و چه در انقلاب 22 بهمن 57، شهرها تعیین­کننده بودند. بنابراین جنبش چریکی هیچ وقت نتوانست واقعا پایه­ای در مناطق روستایی داشته باشد که به آنجا عقب­نشینی کند. پس مجبور شد در شهرها بماند. در شهرها هم کنترل و ضربه زدن به جنبش­های چریکی و مسلحانه بسیار آسان­تر است تا جنگ تمام­عیاری که نیروهای ارتش را به مسلخ بکشند.

... همچنین تمام تحولات تعیین­کننده جامعه ایران در چند سال اخیردر شهرها بوده است و تقریبا روستاها بی­تحرک بوده­اند. این ویژگی­ای است که هر برنامه یا حزبی باید به آن توجه کند.»

-----------------------------------------------------

حاشیه!

ـ در نوشته فوق احتمالا واژه «شهر» نه تنها هیچ ارتباطی به «معماری» یا «معماران» ندارد بلکه هر نوع تعبیری از آن (و یا فعالیتی در آن)  که بخواهد خود را به حوزه معمارانی نزدیک کند که امروزه «هدفمند» شده و به فعالیت صرف در یک شاخه خاص می­اندیشند، محکوم است و خریداری ندارد!

ـ ساختار سیاسی و حاکمیت در ایران پس از رویداد 57، نه تنها هیچ اما هیچ تاثیری از تحولات در شهرها و روستاها در قبل از 57 نگرفته است بلکه پس از آن نیز هیچ برنامه­ یا سیاستی (مستقیم یا غیرمستقیم، علنی یا غیرعلنی) برای تثبیتِ حاکمیتِ خود از طریق تعیین فرآیندهای اجتماعی و کالبدی در شهرها و روستا نداشته و ندارد! از این رو خوشبختانه هیچ مسئولیتی در این خصوص متوجه معماران نبوده و ایشان می­توانند با خیال آسوده و هدفمند به «معماری» بپردازند!

 

 

 

/ 8 نظر / 20 بازدید
پدرام علیزاده

10 تیر روز اعتراض سفید اندیشه ها فیلتر نمی شوند! دوست گرامی برای اعلام همراهی خود در این حرکت به ادرس همین وبلاگ مراجعه کنید. با سپاس

بختیار

«م» عزیز پیغام خصوص ات را خواندم. دنبال ایمیل شما می گشتم که با ایمیل در ارتباط باشیم ولی متاسفانه نتوانستم پیدایش کنم. آدرس ایمیل من: bakhtyar_lotfi@yahoo.com اما عجالتا این اطلاع را به شما بدهم که هر دو سایتی که معرفی کرده بودید «فیلتر» است! هر دو را با فیلترشکن مطالعه کردم! به نظر من هم بهتر است از خودمان شروع کنیم! مثلا چطور است از بدبختیهایمان برای دسترسی به یک سایت شروع کنیم! از حسرت دو کلمه حرف آزاد، بی ترس، بی دغدغه، بی زندان! از خودمان... حتما موافقم. اما در ادامه برای آن دوست مهندسمان و همفکرانشان که از تعددشان در این یک دهه اخیر، در شگفتم: چطور است یکی دو سطری هم از «خودمان» بنویسید، برای «آمریکا چگونه اداره می شود»، توطئه های لابی صهیونیسم، روسری دختران در ترکیه و فرانسه، لباس زیر مونیکا لوینسکی و جزئیات همبستری کلینتون با وی، کم نیستند از شما کانادایی تر ها، آمریکایی ترها... غربی تر ها که مینویسند، می گویند و زندان هم نمیروند یا کسی لباس زیرشان را درنمی آورد! اگر یک سوی جنگ احتمالی، همان غرب است، یک سوی دیگرش هم نظام مقدس، خدایی و توحیدی جمهوری اسل

بختیار

اگر یک سوی جنگ احتمالی، همان غرب است، یک سوی دیگرش هم نظام مقدس، خدایی و توحیدی جمهوری اسلامیست. شما دوستان شرقی وطن دوست که از بیم ویرانی این سرزمین در جنگی احتمالی، شب و روز خواب ندارید (البته در همان غربی که معلوم نیست چرا برای حضور در آن سال ها به دست و پای کارمندان سفارت افتاده و می افتید) چرا به جای اینکه وقتتان را برای نقش بر آب کردن دسیسه ها و زورگویی های غرب صرف کنید، از سوابق فعالیت های آشکار! و شفاف! نظام مقدس جمهوری اسلامی نمی نویسید؟ تحلیل پیشکش خودتان، فقط اگر کمی از تاریخچه اش بگویید برایمان (و برایتان)کافی ست! آن غربی ها که همه روزه کمپین و سمینار بر ضد جنگ علیه ایران راه می اندازند، آنها که بهتر و آزادتر از من و تو به بوش و دیگران میتازند و کسی هم زندانشان نمی کند، شما این وسط چه می گویید؟ شما به جای آنکه کمپین و سمینار ضد جنگ (و ضد غرب جنگ طلب) راه بیندازید، کمی هم از عواقب دسترسی نظام دموکراتیک، قابل اعتماد و محبوب جمهوری اسلامی به دانش صلح آمیز! اتمی صحبت کنید. لطفا برای ما نادانان بشششکافیییید این موضوع را ...!

بختیار

بر پدر هر کس که گفت اینها بمب اتم درست می کنند لعنت (همه با هم: بر پدرش لعنت) اما شما دوستان ضد جنگ حداقل بیایید تضمین کنید که تکنولوژی فوق پیشرفته روسی دچار حادثه کم اهمیتی! چون چرنوبیل نخواهد شد. فلان نرم افزار ساخته هاروارد گفته است که حمله به ایران 2.5 میلیون کشته دارد، بسیار خوب! می توانید بگویید که فلان نرم افزار دانشگاه امام صادق (علیه السسسسلام) میزان مرگ و میر ناشی از آلودگی های اتمی یک انفجار را چقدر ارزیابی کرده است؟ بگذریم از اینکه قبلا گفتیم: بر پدر هرکس که گفت .... دیدگاه من این اینست که آن طرفِ جبهه، بسیار هستند کسانی که تف به صورت جنگ طلبانی چون جان مک کین نومحافظه کار که بوی نفت! می دهد می اندازند، شما خودتان را خسته نکنید، ملت ایران به دیدگاه های موشکافانه شما در این طرف جبهه بیشتر نیاز دارد. این طرفی که همیشه مظلوم واقع شده است! این طرفی که دوستانی جز فیدل کاستر، بشار اسد، موگابه و چاوز عزیز ندارد. ما همیشه مظلوم واقع شده ایم... آن دوستانمان که هرکدام یک 30 ، 40 سالی حکومت کرده اند یا به حمدالله خواهند کرد هم همین طور. اصلا همه افکار عمومی دنیا یک طرف، این حافظ اسد مرحوم و پسرش یک طرف. اص

بختیار

اصلا همه افکار عمومی دنیا یک طرف، این حافظ اسد مرحوم و پسرش یک طرف. اصلا همه افکار عمومی دنیا در اثر تبلیغات صهیونیست ها هستند ... یک صلوات بفرستید.... بلی: دوستان ضدجنگ و صلح طلب، شما در آن سمینارها، کمپین ها، مقاله ها و وب نوشت هایتان عدم وقوع یک جنگ یا فاجعه هسته ای را که از این طرف شروع شود، تضمین بکنید، آن وقت همگی برویم تف بیندازیم به صورت این مک کین جنگ طلب... و بپردازیم به اینکه «آمریکا چگونه اداره می شود» و لابی های صهیونیسم و اینکه مونیکا لوینسکی چند بار، هر بار به چه مدتی و در چه مکان و پوزیشنی با کلینتون هم خوابه شده است... اصلا زنده باد مونیکا لوینسکی

علیرضا

سلام . خوشحالم که می نویسی و خوشحال که جوری می نویسی که دوست داری و لازم می دانی. کتابی هست به نام قبله عالم ترجمه عباس مخبر که نایابه (منم داشتم نمی دونم کی دودرش کرد). اونهم بسیار تحلیل های جالبی در مورد فضا و جو کشور در قبل از انقلاب داره . گیر آوردی بخون. مخلصیم.

محمد باغبان فتوت

سلام طرح ورودی دانشگاه آزاد واحد شیراز.... نظر شما راهنمای خوبی برای طراحی دیگر آثارم خواهد بود....