فرش ایرانی: یک جنایت زیبا!

حاج آقا سعید جلیلی، دبیر شوارای عالی امنیت ملی جمهوری اسلامی در یک کنفرانس مطبوعاتی در ژنو در خصوص موضوع اتمی ایران:

«کار دیپلماسی، مثل فرش ایرانی است؛ میلیمتری جلو می‌رود، دقیق، ظریف ولی در نهایت انشاء الله زیبا و با دوام خواهد بود.»

---------------------------------------------------

1ـ فرش، فراتر از همه قابلیت­هایش به عنوان پوششی زیبا و بادوام، نقشی ساختاری و جایگاهی معنوی و نمادین در شکل­گیری تصویر ذهنی یک ایرانی از مفهوم خانه دارد. از دیگر سو، فرش ایرانی با تمامی ویژگی­های تاریخی، فرهنگی، محتوایی و زیبایی­شناختی­ای که برایش شمرده می­شود، به عنوان یک کالای گران­بها و همچون سندی افتخارآمیز از هنر ایرانیان به جهانیان نیز عرضه شده، شهرتی کسب کرده و مهمتر از همه همواره تجارتی بسیار پرسود برای اقلیتی سوداگر بوده است.

 

2ـ در این میان کمتر صحبتی از پدیدآورندگان فرش به میان می­آید. کسانی که گویی هیچ حضور یا وجودی نداشته و فراموش شده­اند. آنچه که دردآور و نگران­کننده است ستمی­ست که در فرآیند تولید این اثر بر پدیدآورندگان آن روا می­شود. ستمی که به امری عادی و طبیعی تبدیل شده و ابعاد و شدت آن به حدی­ست که این پرسش را برمی­انگیزد که آیا فرش ایرانی نشانی­ست از هنر یا سندِ ستمی­ست که ستم­دیدگانش در هر گِره از میلیون­ها گره، آن را به ناگزیر، «زیبا» گریسته­اند؟

 

فرش، این سند افتخار و هنر، در بسیاری از کارگاه­های فرش­بافی نقاط مختلف ایران توسط کودکان، زنان و مردانی که با پایین­ترین دستمزدها کار می­کنند، تولید می­شود. آنان تفاوتی با بردگان ندارند! کارگاه­های مرطوب، تنگ، تاریک و کثیف که پیامدهای آن مختل شدن رشد طبیعی اعضای بدن کودکان، نابینایی، بیماری­های مختلف ریوی و بسیاری از بیماری­های لاعلاج یا صعب­العلاج است. اگر نگوییم چنین شرایطی وحشیانه و غیرانسانی­ست، آیا می­توان واژه دیگری برایش یافت؟! فرش ایرانی، سند آشکار نقض حقوق کودکان، زنان و مردان در آن کارگاه­های تاریک است. سند ستمی که به آن افتخار هم می­شود و امروزه دبیر شورای عالی امنیت ملی جمهوری اسلامی از آن به عنوان مثالی در توصیف رویکرد سیاسی حاکمان ایران نیز یاد می­کند!

 

3ـ نکته اینجاست که دبیر شورای عالی امنیت ملی شاید ناخواسته بهترین مثال را برای توصیف رویه حاکمان ایران به کار برده است. رویه آنها، ستمی فرسایشی (به قول جلیلی: میلیمتری)، موذیانه، ریاکارانه، سرکوبگرانه و البته سوداگرانه است که تصویر آن چون فرش ایرانی، وسیله­ای­ست زیبا و بادوام برای نمایش، دروغ­پردازی، منفعت و سوداگری حاکمان ایران، بی­آنکه در این میان فریادهای خاموش­شده میلیون­ها ایرانی همچون میلیون­ها گره­ فرش­هایشان، شنیده شود. این فریادها همواره با توجهی که فقط به محصول یا همان تصویر دروغین شده است، گم شده یا به حاشیه رانده شده­اند.

 

گویی امروزه همه جای این سرزمین کارگاه فرش است...، کودکان، زنان و مردان ایرانی، ستمدیدگان، استثمارشدگان، به اسارت­گرفته­شدگان، از کارافتادگان و به فقر کشیده­شدگان این کارگاه تاریک­اند و حاکمان اسلامی، سوداگری این جنایت را به دست گرفته­اند. آیا جهانیان در پس این نقش و نگارهای فرشِ سیاسی، فریادهای مردم ستمدیده را نیز می­شنوند؟

 

/ 3 نظر / 18 بازدید
علیرضا

خیلی موشکافانه و درست بود .ممنون

مرتضی

نقد جالبی بود. این را هم ببینی بد نیست. کمی توازن ایجاد می شود :) http://sibiltala.blogspot.com/2008/09/blog-post.html